بدون عنوان
هنوز کوچیک بود که یه دفعه تصمیم گرفت بره دستشویی. من هنوز مردد بودم که از پوشک بگیرمش که خودش تصمیمشو گرفت. یه روز هم توی همین هفته گذشته وقتی داشت می رفت بخوابه من پستونکش رو براش بردم که یه نگاهی بهش کرد و گفت من دیگه بزرگ شدم و از اینا نمی خورم. تا چند روز آنقدر استرس داشتم که پستونکشو همش کنارش می ذاشتم ولی آقای نی نی تصمیمشو گرفته بود . ما هم شروع کردیم به تشویق کردنش و در نهایت بهش گفتیم خیلی کار خوبی کردی نی نی . اگه پستونک می خوردی حتما دندونات خراب می شد .
دهنشو باز کرده و می گه ببین دندونام درسته . بهش می گم آره پسرم . اگه پستونک می خوردی دندونات خراب می شد باید می رفتی دکتر
- دکتر کجاس؟ بهش می گم دکتر بیمارستانه . اگه بری بیمارستان ما باهات نمی تونیم بیایم .بعد باید تنهایی بری بیمارستان( یعنی که خیلی بترس ! )
-تو کجا می مونی؟ می گم من خونه می مونم
- بابا کجا می مونه ؟ می گم بابا هم خونه می مونه
- ای بابا !!!! پس کی منو می بره بیمارستان ؟؟

2- قبل از رفتن به دستشویی شلوارشو در می آره . حالا هر کی می ره دستشویی(مهمون و غیر مهمون ، کوچیک و بزرگ هم سرش نمی شه ) می پرسه : تو با شلوار رفتی دستشویی؟؟


بدون عنوان 

