رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

وبلاگ آقای نی نی

بدون عنوان

1393/6/29 9:49
نویسنده : we
185 بازدید
اشتراک گذاری

هنوز کوچیک بود که یه دفعه تصمیم گرفت بره دستشویی. من هنوز مردد بودم که از پوشک بگیرمش که خودش تصمیمشو گرفت. یه روز هم توی همین هفته گذشته وقتی داشت می رفت بخوابه من پستونکش رو براش بردم که یه نگاهی بهش کرد و گفت من دیگه بزرگ شدم و از اینا نمی خورم. تا چند روز آنقدر استرس داشتم که پستونکشو همش کنارش می ذاشتم ولی آقای نی نی تصمیمشو گرفته بود . ما هم شروع کردیم به تشویق کردنش و در نهایت بهش گفتیم خیلی کار خوبی کردی نی نی . اگه پستونک می خوردی حتما دندونات خراب می شد .

دهنشو باز کرده و می گه ببین دندونام درسته . بهش می گم آره پسرم . اگه پستونک می خوردی دندونات خراب می شد باید می رفتی دکتر

- دکتر کجاس؟ بهش می گم دکتر بیمارستانه . اگه بری بیمارستان ما باهات نمی تونیم بیایم .بعد باید تنهایی بری بیمارستان( یعنی که خیلی بترس ! )

-تو کجا می مونی؟ می گم من خونه می مونم

- بابا کجا می مونه ؟ می گم بابا هم خونه می مونه

- ای بابا !!!! پس کی منو می بره بیمارستان ؟؟
تعجب

2- قبل از رفتن به دستشویی شلوارشو در می آره . حالا هر کی می ره دستشویی(مهمون و غیر مهمون ، کوچیک و بزرگ هم سرش نمی شه ) می پرسه : تو با شلوار رفتی دستشویی؟؟

 

 


 

پسندها (2)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

کیان
29 شهریور 93 10:07
سلام آقای نی نی چقدر اسم وبلاگت قشنگه
مامان مریم
9 مهر 93 17:48
نگین هم خیلی راحت پستونک رو گذاشت کنار...اما هنوز پممپرز میشه!
مامان ساراجون
12 مهر 93 7:49
سلام رادین گلم بچه ها وقتی به این سن و سال میرسن خیلی بانمک میشن خیلی وقتا دلم برای شیرین کاری های سارا تنگ میشه اونقدر سریع حرفها و کلمات رو یاد می گیرین که واقعا جای شک و تردید زیاد هست و باورمون نمیشه
مامان ساراجون
20 مهر 93 11:33
سلام به رادین گلم بچه ها استقلال و آزادی رو دوست دارن بچه ها کم کم دارن بزرگ میشن و چون ما پدر و مادریم حس میکنیم کوچولو هستن ولی با کارهایی که انجام میدن به ما می فهمونن که داریم مامان و بابا بزرگ می شیم